شنبه 14 آذر 1394 02:07 ب.ظ نظرات ()

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/585/1754544/123422.jpg

بازی شیطان هم میگرید توسط شینجی میکامی خالق بازی پرطرفدار رزیدنت اویل ساخته شد، زمانی که او میخواست قسمت چهارم رزیدنت اویل را برای کنسول پلی استیشن یک بسازد تصمیم گرفت تغییر و تحول اساسی به این بازی بدهد و آنرا از همه جهات متفاوت کند. نتیجه آنقدر متفاوت بود که تصمیم گرفت آنرا به عنوان یک بازی جداگانه عرضه کند. بازی همان حال و هوای رزیدنت اویل را داشت، همان محیط های دلهره آور و خالی از سکنه اما موجوداتی که باید با آنها مبارزه میکردید دیگر زامبی نبودند بلکه اجنه و شیاطین بودند. نقش اول بازی دانته بود، یک جوان چند هزار ساله با اعتماد به نفس بالا و البته قدرتمند. او یک دورگه است که باطن خوبی دارد و با بدی مبارزه میکند. این بازی را تنها رقیب بازی مشهور GOD OF WAR می توان به حساب آورد. دویل می کرای همیشه از نظر اکشن موفق بوده است. در کنار اکشن بی عیب و نقصش داستان و موسیقی مناسبی هم داشته است. شماره پنجم توسط یک شرکت دیگر به نام نینجا تئوری ساخته شد. همانگونه که قبل از ارائه بازی گفته بودند، اینبار بازی تغییر اساسی کرده است و اروپایی پسند شده است. برای ساخت بازی از طراحان لباس اروپایی استفاده شده است و به خاطر تغییر شرکت بازی مشکل دوربین که در همه سری های دویل می کرای برای نسخه های PC وجود داشته است برطرف شده است. داستان مربوط به دوران نوجوانی دانته است، زمانی که هنوز موهایش سیاه است! او در یک شهر گناه زندگی میکند و تحت تعقیب است. جالب است که در این قسمت به خوبی نشان داده میشود که دانته چشم برزخی دارد و واقعیت آدمها را می بیند و با آنها مبارزه میکند. به همین خاطر دیگران فکر می کنند او تبهکار و آدم کش است. در یکی از تریلرهای بازی پسر بچه ای در حال خوردن یک آبمیوه است، دانته انرژی منفی و سیاه را در اطراف و داخل قوطی آبمیوه می بیند و آنرا از دست بچه به زمین پرتاب میکند و بچه شروع به گریه می کند. علاوه بر چشم برزخی سلاح هایی جدید از والدینش به ارث می برد و با گذر بین دنیای انسان ها و دنیای شیاطین شهر را از وجود آنها پاک میکند.

http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/585/1754544/123221.jpg

در طی بازی فلش بک هایی گذشته دانته را به خاطر می آورد. او تصادف کرده است و گذشته اش را به یاد ندارد. سرانجام از شهردار که قاتل مرگ پدر و مادرش بوده است با کمک ویرجیل برادر دوقلوی خود انتقام میگیرد.

محیط ها زیبا طراحی شده اند و با شماره های قبلی بسیار تفاوت دارند اما پس از مدتی تکراری می شوند و جای خالی مناطق برفی یا جنگل های سرسبز در این شماره کاملا احساس می شود.

دویل می کرای از آن دسته بازی هایی هست که همیشه بین هر شماره اش کلی اختلاف هست. برخلاف بسیاری دیگر از بازی ها مثل Call of Duty که اگر یک یا چند شماره آنرا بازی کنید و انگار همه شماره های آنرا بازی کرده اید اما در دویل می کرای همیشه شماره بعدی چه از نظر گرافیک چه از نظر سبک مبارزه تفاوت و خلاقیت های بسیاری وجود دارد. در شماره سوم بازی در یک خلاقیت بی نظیر دانته با استفاده از یک گیتار برقی دشمنان را می کشد. صحنه های جالبی با این ایده خلق شده است. امواج صوتی از گیتار دانته بیرون میآیند و با دشمنان برخورد میکنند و آنها را نابود میکنند. متاسفانه آن زمان گرافیک بازی ها پایین بود و ای کاش کپ کام این ایده را باز هم در نسخه های جدید دویل می کرای استفاده میکرد.


سایر مطالب مرتبط:

نقد بازی هیتمن 6

نقد بازی رزیدنت اویل