جمعه 6 آذر 1394 07:41 ب.ظ نظرات ()

6.4/10 IMDb

 

آیا فیلم لوسی حملات تروریستی پاریس را پیشگویی کرده بود!

با اینکه موضوع فیلم چندان جدید نیست اما به خاطر صحنه های اکشن و جلوه های بصری زیبایش در نظر اکثریت قابل قبول واقع شده است. ماجرا از این قرار است که بشر حداکثر از ده درصد ظرفیت مغز خود میتواند استفاده کند. اما لوسی بر اثر ورود ماده ی مخدر جدیدی این قابلیت را پیدا میکند که بتواند از صد در صد مغز خود استفاده کند، ایده فیلم کاملا شبیه فیلم نامحدود Limitless هست و انگار نویسنده فیلم با دیدن فیلم نامحدود با خودش گفته اگر من بودم داستان را طور دیگری پیش می بردم و دست به ساخت فیلم لوسی زده است!  اینکه بشر نمیتواند بیش از ده درصد مغزش را استفاده کند مربوط به قابلیت های مغز هست و اینطور نیست که بگویید 90 درصد مغز غیر فعال و بدون خاصیت است! بلکه ما از همه بخش های مغزمان استفاده میکنیم اما از توانایی ها و ظرفیت مغزمان به طور کامل استفاده نمیکنیم، مثلا شما با گوشی خود بازی میکنید و چت میکنید اما یک نفر با همان گوشی کارهای هک و کلاه برداری را انجام میدهد و شخص دیگری با آن ممکن است یک کار جدید و نوآوری انجام بدهد. در همه این حالات از گوشی تماما استفاده میشود و پردازشگر و نمایشگر و همه قسمت ها فعالیت دارند اما مثلا کسی که با گوشی فقط تماس میگیرد و چت میکند فقط از ده درصد قابلیت های یک گوشی همراه استفاده میکند. مغز هم چنین است و ما از همه قسمت های آن استفاده میکنیم اما هنوز نتوانسته ایم از همه ظرفیت و توانایی مغزمان استفاده کنیم. حالا لوسی یک دختر مظلوم است که قربانی قاچاقچیان مواد مخدر میشود و آنها ماده مخدر جدیدی که هنوز از تاثیرات آن کاملا مطلع نیستند را درون شکم لوسی و چندین نفر دیگر جاسازی میکنند تا از این طریق مواد را از شرق به غرب صادر کنند. جالب است که در حقیقت مواد مخدر جدید و صنعتی برخلاف مواد مخدر سنتی همیشه در غرب تولید میشود و به کشورهای شرقی صادر میشود اما در این فیلم به دروغ برعکس چنین چیزی را نشان میدهند.

بر اثر ضربه ای که به شکم لوسی وارد می شود بسته مواد پاره میشود و وارد جریان خون لوسی می شود. از نظر علمی به احتمال زیاد می بایست لوسی بمیرد اما او زنده می ماند و تبدیل به یک ابرقهرمان می شود که از همه ظرفیت مغزش می تواند استفاده کند. این ماده ی مخدر ماده ای است که به صورت طبیعی به مقدار اندک در رحم مادر تولید میشود و به منظور رشد مغز به جنین می رسد. حالا دانشمندان با کمک علم این ماده را در آزمایشگاه تولید کرده اند و مقادیر زیادی از آن وارد بدن لوسی می شود. او قابلیت های ویژه ای مانند تله پاتی و تله کینزی پیدا می کند. در اوایل فیلم به محض اینکه متوجه موضوع میشود به سراغ پروفسوری میرود که مورگان فریمن نقش آن را بازی میکند. او در فیلم، اینشتینِ زمان کنونی است. و لوسی کسی را لایق تر از او پیدا نکرده است. او در پاریس زندگی میکند و لوسی بعد از یک سری صحنه های اکشن خودش را نزد او می رساند و میگوید من قرار است اسرار مهمی را در اختیار تو قرار بدهم.

نکته جالب در مورد امنیت نه چندان مناسب فرانسه است. قاچاقچیان و صاحبان آن ماده مخدر به دنبال لوسی به پاریس میروند و برای رسیدن به لوسی پاریس را به خاک و خون می کشند و جالب است که پلیس فرانسه حریف این تبهکاران مسلح نمی شود!

خوشبختانه لوسی قبل از اینکه توسط رییس قاچاقچیان دستگیر بشود یک سفر سریع از ابتدای خلقت تا به امروز را انجام میدهد و تبدیل میشود به نسل آینده کامپیوترها یعنی کامپیوترهای بیولوژیکی که ترکیبی از موجودات زنده و الکترونیک خواهد بود و در آخر همه دانشش را در یک فلش تقدیم پروفسور میکند.

فیلم امتیاز بالایی کسب نکرده است چون میتوانست خیلی بهتر از اینها باشد و برخلاف ظاهر پر زرق و برقش اصلا فیلم چالش برانگیزی نیست و هرکسی با هر سطح فکر و ضریب هوشی میتواند به تماشای فیلم بنشیند و در آخر هم چندان ابهامی برایش نخواهد ماند. تنها بخش های عمیق و فکری فیلم، سخنرانی پروفسور درباره پیدایش موجودات زنده و صحنه های آخر فیلم است. همچنین موسیقی فیلم بسیار خوب از کار درآمده است و در صحنه هایی واقعا با روح و روان آدم بازی میکند.

انتخاب نام لوسی بسیار هوشمندانه و زیباست، لوسی یعنی نور و روشنایی ، البته از نوع آگاهی یعنی نوری که سبب آگاهی و رهایی از تاریکی بشود. حالا این اشاره دارد به حلقه گمشده تکامل یعنی اینکه چه چیز سبب شد انسان خمیده غار نشین به انسان متمدن امروز تبدیل بشود؟ این سوال بزرگی است و سازندگان فیلم قصد دارند بگویند یک عاملی همانطور که سبب رشد و تکامل لوسی شد باعث رشد و تکامل انسان هم شده است.