چهارشنبه 4 آذر 1394 02:10 ب.ظ نظرات ()


نوشته: ایمان صدیقی

فیلم برتری محصول سال  2014 ، فیلمی با ایده ای نه چندان جدید که به نظر می رسد مکمل فیلم لوسی (LUCY) باشد، به دلیل اینکه پا را از آنچه مخاطب انتظار دارد بسیار فراتر می گذارد و موضوعی جدید را در خصوص پیشرفت هوش مصنوعی و کامپیوترهای آینده مطرح می کند می تواند تقریبا هر بیننده ای را به خود جذب کند و او را به تامل وادارد. فیلم نکات ضعفی هم دارد و میتوانست بسیار بهتر از این باشد که می توان آنرا به حساب بی تجربگی کارگردان گذاشت چون این اولین تجربه کارگردانی اش است! البته او از همفکری کریستوفر نولان بهره جسته است و فیلمنامه خوب فیلم در کنار بازیگران خوب باعث شده اند فیلم در کل در نظر اکثر مخاطبان قابل قبول واقع شود. قبل از پرداختن به نکات فلسفی ، علمی و پنهان فیلم کمی در مورد داستان و بازیگران آن توضیح میدهم. نقش اول فیلم را جانی دپ بازیگر مشهور و یکی از گرانترین بازیگران هالیوودی بازی کرده است که فقط خواسته اند از نام او استفاده کنند و مخاطبان بیشتری را به خاطر حساس بودن و اهمیت فیلم جذب کنند. وگرنه نقش اول فیلم اصلا در حد و اندازه جانی دپ نیست و هر بازیگر نه چندان حرفه ای هم میتوانست آنرا به خوبی بازی کند. بنابراین شاید بتوان گفت جانی دپ در چندین سال اخیر ساده ترین و کم اهمیت ترین فیلمی که بازی کرده است همین فیلم است. او در نقش "ویل کستر" یک نابغه کامپیوتری یک چیزی شبیه بیل گیتس هست با این تفاوت که به عنوان بزرگ ترین دانشمند جهان موفقیت های عظیمی در توسعه هوش مصنوعی داشته است و توانسته است کامپیوتری با آگاهی کامل بسازد طوری که مانند انسان فکر کند و حرف بزند. او در آخرین پژوهش هایش ناخود آگاه و خودآگاه یک نوع میمون را که از نظر پارامترهای آزمایشگاهی شباهت زیادی به انسان دارد به یک اَبَرکامپیوتر منتقل میکند و میمون را میکشد. سپس حیات میمون از طریق کامپیوتر ادامه پیدا میکند. در واقع او توانسته است با آپلود کل مغز بر روی یک کامپیوتر مرگ را دور بزند به نحوی که اگر کسی بمیرد فقط جسم او از بین می رود و او میتواند زندگی اش را از طریق یک کامپیوتر قدرتمند ادامه بدهد. در واقع در بدنی کامپیوتری به جای بدنی خاکی! البته ایده فیلم چندان به دور از واقعیت نیست و تا به اینجای فیلم از واقعیت کپی برداری شده است. چون این ایده مدتی است که از طرف یک شرکت امریکایی در حال بررسی است و اخیرا مارتینه روتبلات سرپرست این پروژه با کمک کمپانی Hanson Robotics از روی دوست خود یک ربات هوشمند و متفکر ساخته است. البته شرکت های بزرگ دیگری هم بر روی چنین پروژه ای کار میکنند مانند: MyLifeBits یا Lifenaut. همچنین رئیس بخش مهندسی گوگل نیز بر این باور است که طی 32 سال آینده انسان‌ها قادر به آپلود کل مغز خود بر روی رایانه‌ها خواهند بود.

در این فیلم ایده ای که در ابتدا ساده و تکراری به نظر میرسد به طرز جسورانه ای بهبود میابد و در ادامه فیلم بسیار جذاب تر می شود.

"ویل" که یک دانشمند خوش قلب است و درخواست دولت برای ادامه پروژه زیرنظر دولت و FBI را رد کرده است در یک سخنرانی موفقیت جدیدش را به عموم مردم اعلام میکند و میگوید با اینکار می توانیم بسیاری از بیماری های لاعلاج و مادرزادی را درمان کنیم. در همان سخنرانی از طرف یکی از متعصبان دینی مورد هدف گلوله قرار می گیرد. گلوله به جای حساسی برخورد نمیکند و "ویل" زنده می ماند اما گلوله به نوعی سم آغشته است و به همین خاطر پزشکان به او میگویند نهایتا پنج هفته دیگر زنده می ماند. همسر "ویل" تصمیم میگیرد در این مدت همان کاری که "ویل" با میمون کرد روی او انجام بدهد و تمام ذهنش را به یک ابرکامپیوتر منتقل کند تا شوهرش پس از مرگ همچنان به زندگی اش در کامپیوتر ادامه بدهد. این کار با موفقیت انجام می شود و قسمت مهم فیلم از این لحظه به بعد شروع می شود. جانی دپ در نقش "ویل کستر" از حیات ابدی برخوردار می شود. شاید علاوه بر مشهور بودن او دلیل دیگر انتخابش بازی در فیلم دزدان دریایی کارائیب باشد چون در آخرین نسخه آن فیلم او از جهان مردگان نجات پیدا میکند و از مرگ رهایی می یابد و توسط یک طلسم سیاه از عمر جاودان برخوردار می شود و این پیش زمینه ای ذهنی است که وقتی تماشاگر این فیلم را می بیند نامیرا بودن او را در این فیلم بهتر قبول می کند. دستیار او "مکس" یک مسیحی معتقد است و با اینکه همکار اوست اما همیشه حد و مرزی برای علم قائل بوده است و از همان ابتدای کار مخالفتش را به همسر "ویل" اعلام میکند و میگوید به شخصیتی که داخل کامپیوتر هست نمی شود اعتماد کرد. نقش او را "پال بتنی" بازی میکند که اکثرا نقش شخصیت های مومن و دلسوز بشریت را بازی کرده است. در ادامه فیلم "ویل" از یک انسان کامپیوتری مجازی با آگاهی کامل تبدیل می شود به چیزی که تا به حال در فیلم های این سبکی بی سابقه بوده است. او به اینترنت متصل می شود و ذرات وجودش را در همه جای زمین پراکنده می کند و سعی میکند به تمام اجزای عالم متصل شود. تا به حال شاهد بودیم که در فیلم های این چنینی صحبت از پیشی گرفتن روبات ها و کامپیوترها از انسان بود یا اینکه انسان ها می توانند در زمینه شبیه سازی آنقدر پیشرفت کنند تا اینکه روزی بتوانند موجوداتی شبیه خودشان بسازند اما در این فیلم بحث فراتر می رود و "ویل کستر" تبدیل می شود به یک آگاهی جهانی و برتر که از درون همه انسان ها با خبر است و کنترل همه چیز را به عهده دارد حتی آب و هوا ! و در صحنه ای عرفانی بارش باران از ذرات وجودی او باعث می شود در عالم رخنه کند! او به تمام دوربین های امنیتی و شبکه های اینترنتی در جهان متصل است بنابراین قدرتی غیر قابل تصور بدست آورده است و میتواند خیلی راحت جلوی جرم و جنایات بسیاری را بگیرد و یا بالعکس. او شخصیتی مرموز است که مشخص نیست واقعا چه نیتی دارد. شعار تبلیغاتی این فیلم: Yesterday DR.WILL CASTER WAS ONLY HUMAN حاکی از این است که در این فیلم او به برای غربی ها که خدای حقیقی را فراموش کرده اند یک خدا شده است. همچنین وعده یک بهشت زمینی یا همان یوتوپیا را می دهد و دنیایی بدون بیماری و هرگونه عیب و نقصی. و از همان ابتدای فیلم "ویل کستر" و اکثر اطرافیانش اعتقادات یوتوپیایی دارند و برای تحقق آن تلاش میکنند. منطقه ای که تجهیزات کامپیوتری او در آن بنا شده است Brightwood نام دارد که این لغت می تواند به قوم یهود اشاره داشته باشد. خصوصا اینکه این قوم به بهشت زمینی که حضرت سلیمان وعده داده بود معتقدند که باز هم به یوتوپیا اشاره دارد. "ویل" پس از اینکه به درون کالبد کامپیوتری منتقل می شود از طرف دولت یک تهدید محسوب می شود و با تمام اقدامات مسلحانه ای که برعلیه او انجام میشود آسیبی نمی بیند و به هیچ کسی هم آسیبی نمی زند و حتی بسیاری از بیماران را شفا می دهد. همسرش تا آخرین لحظات در این تردید که آیا "ویل" واقعا اهداف خوبی دارد یا نه، به سر می برد و در آخر هم ویل توسط بهترین دوستش "مکس" و با همکاری همسرش از بین میرود البته او به خاطر نجات جان همسرش خودش را قربانی توطئه مکس میکند و دنیا ظاهرا به روال عادی خودش برمیگردد. با این حال ذرات او در جهان پراکنده است.

در خصوص توانایی های بشر و پیشرفت علم واقعا هیچ حد و مرزی نمی توان قائل شد و واقعا به قول الهی قمشه ای خلاقیت و توانایی انسان حد و مرز ندارد و محدود دانستن آن کاملا اشتباه و احمقانه است. بنابراین بسیاری از ایده های فیلم های علمی تخیلی همچون زیردریایی و سفر به ماه که ممکن شد روزی ممکن می شود.

اینکه بشر بتواند مرگ را دور بزند موضوعی جنجالی بوده است با اینکه ادیان بزرگ تاکید کرده اند هر انسانی خواهد مرد، بدیهی به نظر می رسد که انسان ها در آینده بتوانند طول عمر را بسیار طولانی تر کنند. من معتقدم علم خواهد توانست عمر انسان ها را طولانی تر کند.

چندی پیش در دانشگاه ناتینگهام(Nottingham) دانشمندان بر روی نوعی کِرم پهن که قابلیت شگفت انگیزی در بازسازی سلول های پیر خود دارد کار میکردند. در سلول های معمولی هر بار که یک کپی از سلول پیر گرفته می شود و سلول جدید ساخته و جایگزین سلول قدیمی می گردد طول تلومرِ (Telomere) سلول جدید کمی کوتاهتر از سلول اصلی میشود بنابراین پس از چند بار تکرار، دیگر سلول تقسیم نمیشود و این سبب پیری می شود. کشف بزرگ محققان این است که طول تلومر در هر بار تقسیم در این جاندار ثابت می ماند و میتواند تا ابد به جایگزینی سلول هایش ادامه داده و هیچگاه پیر نشود. اکنون تنها مشکلی که دانشمندان با آن روبرو هستند نحوه مدیریت روند جایگزینی و تعمیر سلول هاست. یکی دیگر از کشفیات مهم درخصوص حیات ابدی آنزیم جاودانگی بود که توانست در سال 2009 جایزه نوبل را از آن خود کند. تیمی از دانشمندان به سرپرستی پروفسور استرالیایی Elizabeth Blackburn آنزیمی را کشف کردند که به طرز موثری روند پیر شدن در سلول های انسان را کنترل کرده و حتی آنرا معکوس میکند! چالش پیش رو برای این دانشمندان کنترل این آنزیم است چون این آنزیم مانند شمشیر دولبه عمل میکند و ممکن است سلولهای سرطانی را هم تغذیه و تحریک کند.توجه داشته باشید مواردی که گفته شد برای عموم منتشر شده است  حال در خفا چقدر پیشرفت کرده اند فقط خدا میداند! جالب است بدانید زرتشتیان پیش بینی کرده اند که در آخر الزمان انسان ها چنان در پزشکی ماهر می شوند و دارو و درمان به اندازه ای پیشرفت می کند که انسان ها به جز مرگی که تقدیرشان باشد نخواهند مرد. این یعنی حیات انسان ها در آینده طولانی تر خواهد شد. به نظر میرسد ما به آن دوران نزدیک شده ایم. و در این راستا برای آماده سازی ذهن افرادی که مانند آن شخصی که دکتر ویل کستر را ترور کرد فکر میکنند اخیرا فیلم ها و سریال های متعددی ساخته شده است مانند سریال فرینچ و سریال سوپرنچرال.